هشتمين گردهمايي فصلي دانشجويان و دانش آموختگان رشته مديريت فناوري اطلاعات روز دوشنبه 5 اسفندماه 87 از ساعت 13:30 الي 17:30 در محل آمفي تئاتر طبقه سوم مركز آموزش سازمان مديريت صنعتي برگزار مي گردد. حضور كليه دانش پژوهان اين رشته را در اين برنامه گرامي مي داريم.موضوع محوري گردهمايي زمستان 87 ، "تجارت الكترونيك" مي باشد.اساتيد ميهمان برنامه عبارتند از سركار خانم دكتر فيروزه قنات آبادي، عضو هيات علمي و مديرعلمي رشته مديريت بازاريابي سازمان مديريت صنعتي و جناب آقاي دكتر علي صنايعي، دانشيار دانشگاه اصفهان، عضو كميسيون تجارت الكترونيكي شوراي عالي فناوري اطلاعات كشور، استاد حوزه تجارت الكترونيك و مولف چندين كتاب در اين زمينه مي باشند. ارائه چند مقاله و نمايشگاه پوستري جانبي ازساير برنامه هاي گردهمايي خواهد بود. اميدواريم مانند هميشه بتوانيم با شما عزيزان از دوره هاي 1 الي 12 دراين بعدازظهر زمستاني تجديد ديدار داشته باشيم. حضور ميهمانان شما با اطلاع قبلي به دفتر اجرايي دوره بلامانع خواهد بود. موضوعات مقالات و سخنرانيهاي گردهمايي G8 عبارتند از :
1- From E-Commerce to C -Commerce (Collaborative Commerce)
دکتر علی صنایعی
2- e-Hubs: The new B2B marketplaces - دکتر فیروزه قنات آبادی
3- Sustainable Competitive Advantage using information systems; Looking at eBay.
4- علی بابا: چراغ جادوی تجارت!
5- تجربه صنعت خودروسازی در فروش الکترونیکی
مشتاقانه منتظر دیدار شما هستیم.
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شمادر راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

