۱- خواب
۲- خوراک
۳- نیکی به جهان
از کتاب ( HAGO KORE) کتاب مقدس سامورائی ها
بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستانهاي آمريکا، خطاب به دانشآموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانشآموزان نميآموزند». او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبيرستان فرا نميگيرند، بيان كرد.
به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار ميرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغالتحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوقالعاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنکه بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر ميکنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزي در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما ميرسد، ملالآور نبودند.
دوست داشتم تا شما هم به عنوان صمیمی ترین دوستانم . چون من مسافر را بشناسید .
آنکه سالهاست در سفر است . و مقصد او بی انتهائی است در بیکران های عشق.آنکه می آید تا باور عشق را در دل های همسفرانش زنده کند. دیگر زمان آن فرا رسید تا مسافر را همه آنان که قلبی آکنده از شور و عشق دارند بشناسند .
امید وارم شما هم بخواهید حضورش را . در میان جمعتان . در انتها سخنی گویم از مسافر :
...........
اگر چه جاده بي صدا ، مقصدمون بي انتهاست
حضور تو يه آرزو ، خواستن مون چه بي رياست
............
بيا بشيم يه همسفر، تو واژه ها يه همنفس
رها بشيم از من وما ، پر بزنيم از تو قفس
مسافر(قطعه ای ازشعر انتظار)
به ياد گل سرخ
خيلي وقتا تو شبا فكر مي كنم به آسمون
به ستاره هاي پر نور
به پرنده هاي غمگين
به همون گلدون بي گل
آخه روزي تو حياط خونمون
يه گلدون قديمي بود
توي گلدون توي خاك
يك گل سرخ و تازه بود
بوي عطرش همه جا پخش ميشد
به طراوت همه لحظه هاي بهاري بود
هميشه آب مي داديم به ساقه هاش به ريشه هاش
گاهي هم با اشك چشم
مي شستيم اون سرخي روي گونه هاش
اون روزا آسمونا آبي بودن
بلبلا رو شاخه ها تو كار عشق بازي بودن
همه جا صحبت از زندگي بود
قصه هامون تو شباكنار حوض
همه اش از رسيدن دل دادن عاشقا بود
خيلي زود تمون شد اون روزاي سبز زندگي
.................. مسافر
میشود خواهش کنم برنامه قرار سوپر استامپ به او رستوران خوشگله که غذاهاش به جای توی قابلامه همش رو میز بود بریم .تو استامپ یه پول میدیم یه بار میخوریم اونجا یه پول میدیم تا زیر چشمشمون میخوریم.![]()
به هر حال اینم نظریه . خصوصا" نظر یه آدم شکمو.![]()
بلاخره سرو كله مبصر كلاس هم بيدا شد
من فونتام بد جوري قاطي شده
خودم هم قاطي شدم
اما اومدم كه باشم
به اميد خدا

